خرید بک لینک

روزهاست به دنبال واژه ام

دیگر حتی واژه ها هم از من فراریند

قلمم سرد شده

دیگر تب قدیمی خود را ندارد

به گذران روزها عادت کرده ام

صبح ها را به امید شبها چشم باز می کنم

شاید خوابی دگر فرا رسد

دیگر از خنده هایم خبری نیست

می گویند وقتی خدا نمی خواهد دعایت را اجابت کند

ناامیدی در دلت می افکند

به گمانم این حس ناامبدیست

ولی خدایم من به خودت قسم خورده ام

که ناامید نشوم

ولی اگر تو بخواهی

تسلیم تو می شوم

همه اینها به کنار

خدایم با اشکهایم چه کنم

اشک چشمانم را بخشکان

امیدم را ناامید نکن

بغض گلویم را....

خدای من از همیشه خسته ترم

شاید تنها فریادی در زیر آسمانت ذره ای از خسته ام را کم کند.

E

برچسب: نویسنده: s تاريخ: دوشنبه 9 دی 1392 ساعت: 21:47

صفحه بندی