خرید بک لینک

 

زندگی آدم گاهی به لحظه ای می رسد که در آن احساس می کنی از همۀ آن چیزهایی که زمانی برایت پرمعنا بودند و رویاهایت را تشکیل می دادند فرسنگها فاصله داری. پشت سرت را که نگاه می کنی جز انبوهی از خاطرات رنگ باخته چیز دیگری نمی بینی. دیگر از آن دختربچه ای که مشتاقانه آینده را انتظار می کشید خبری نیست. احساس می کنی زندگی ات بی هیچ چشم اندازی تا دوردستها ادامه دارد و تو همان قدر از آینده گریزانی که از گذشته...!

...این لحظه ،شایدلحظه ایه که باید خودت را مثل گندمی که می خواهد بادافشان شود به گذر باد بسپاری تا آن چه از تو باقی می ماند یک مغز خالص نایاب باشد. دانه مغزی که این توانایی را دارد هرجای دیگری از نو بشکفد!

E

 

برچسب: نویسنده: s تاريخ: دوشنبه 9 دی 1392 ساعت: 21:56

صفحه بندی