-->-->-->
-->-->-->
عاشÙx82اÙx86Ùx87 ترÙx8aÙx86 Ùx85طاÙx84ب Ùx83Ùx84Ùx8aÙx83 Ùx83Ùx86
تمام حس تاریخو توی برق چشات داری.
شبیه دخترکهای رو قلیونای قاجاری
سکوت دوره مادی
غم تاراج تیموری
چقدر نزدیک نزدیکی
چقدر از دیگران دوری.
مثه تابیدن خورشید.
غروب تخت جمشیدی.
تو خورشیدی که از مغرب به این ویرانه تابیدی.
مرمت کن مرا از نو.
نذار خالی شم از رویا.
نگاهم کن اگه حتی
تمومه این سفر فردا.
مثه باریدن بارون.
رو طاق . طاق بستانی.
پر از نقش و نگاری تو.شبیه فرش ایرانی.
میشه جام جمو حتی تو دستای تو پیدا کرد.
در هر معبد و میشه
با یک لبخند تو وا کرد...
s
برچسب:
نویسنده: s