خرید بک لینک
نگو بامن، نگو شعرت گناه است
که این احساس من عصیان غمهاست

نگو بامن ،نگو دیوانه ای تو
چه باید، عشق مجنون خواهد ازمن
وجودم بنده و تسخیر عشق است
زمن نامی زمن میباشد ازمن

نگو باشد جهنم خانۀ تو
چو عریان باشد این اشعار گستاخ
نترسانم جهنم هیچ باشد
به پیش این سیه پندار گستاخ

من آن دیوانۀ رویای مرگم
در این شبها شرر انداز نورم
نمیترسم ز عریانی ز عصیان
من آن بیتاب خلوتگاه گورم
s

برچسب: نویسنده: s تاريخ: پنجشنبه 16 آبان 1392 ساعت: 23:13

صفحه بندی