خرید بک لینک

 

پرسيد چقدر مرا دوست داري ؟

سکوتي کردم . چند لحظه به چشم هايش خيره شدم

گفتم : دوستت دارم به آن اندازه اي که عاشقتم . عاشق يک عشق واقعي . عاشق تو ...

عاشقي که براي رسيدن به تو لحظه شماري مي کند

به عشق اين لحظه هاي انتظار * دوستت دارم*

به اندازه ي تمام لحظات زندگيم تا آخر عمر عاشقتم ...

به عشق اينکه تو را تا آخرين نفس دارم * دوستت دارم* 

به عشق اينکه گاهي با تو و گهگاهي به ياد تو . در زير باران قدم ميزنم . عاشق بارانم

به عشق آمدن باران و به اندازه ي تمام قطره هاي باران *  دوستت دارم* 

به عشق تو به آسمان پر ستاره خيره مي شوم 

به اندازه ي تمام ستاره هاي آسمان * دوستت دارم*

به عشق ديدنت بي قرارم  . حالا که تو را دارم هيچ غمي جز غم دلتنگي ات در دل ندارم

به اندازه ي تمام لحظات بي قراري و دلتنگي  * دوستت دارم* 

من که عاشق چشم هايت هستم . عاشق گرفتن دست هاي مهربانت هستم

به عشق آن چشم هاي زيبايت * دوستت دارم* 

لحظه هاي عاشقي با تو چقدر شيرين است

آن گاه که با تو هستم يک لحظه تنها ماندن نفس گير است ...

به شيريني لحظه هاي عاشقي * دوستت دارم* 

من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنيا فقط  تو را مي خواهم . تو تنها آرزويم هستي

به اندازه ي تمام آرزو هايم که تنها تويي

به اندازه ي دنيا که مي خواهم دنيا نباشد و تنها تو براي من باشي

به اندازه ي همان تنهايي که يا تنها با تو هستم و يا تنها به ياد تو هستم . اي عشق من

اي بهترينم ... به عشق تمام اين عشق ها  * دوستت دارم* 

پرسيدم : به جواب اين سوال رسيدي ؟

اين بار او سکوت کرد.

و اين بار او با چشم هاي خيسش به چشم هايم خيره شد

اشک هايش را پاک کردم و اين سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت

و من باز هم گفتم : به اندازه ي وسعت اين سکوت عاشقانه که بين ما برپاست*دوستت دارم*

 

A


برچسب: نویسنده: s تاريخ: 25 بهمن 1392 ساعت: 22:15

صفحه بندی