-->-->-->
-->-->-->
عاشÙx82اÙx86Ùx87 ترÙx8aÙx86 Ùx85طاÙx84ب Ùx83Ùx84Ùx8aÙx83 Ùx83Ùx86
کنار برکه دریا یادمان رفت...
نوشتن با الفبا یادمان رفت...
ولی گیلان زیبا یادمان رفت...
معلم آمد و ما پیش پایش...
دگر برپا و برجا یادمان رفت...
به قدری حرمت بابا شکستیم...
که مشق آب بابا یادمان رفت...
به ما تکلیف نوروزی ندادند...
که طعم سیب حالا یادمان رفت...
پس از طوفان به ساحل چون رسیدیم...
به سرعت ناخدارا یادمان رفت...
قطار و ریل و پطروس،سد و انگشت...
چه شد ما ریزعلی ها یادمان رفت...
میان جمع ما یک مرد کم بود...
ولی تقسیم و منها یادمان رفت...
همیشه منتظر بودیم اما...
نگفتیم آنقَدر تایادمان رفت...
سر صف ها دعای عهد خواندیم
ولی صاحب زمان را یادمان رفت....
شکستیم عهد و پیمان با دل خویش....
چه شد تصمیم کبری یادمان رفت...
A
برچسب:
نویسنده: s