خرید بک لینک

همه احساسم را گذاشته ام پای همین شعر

                        پای همین ساعت هایی که با تو هستم

ثانیه ثانیه اش را در ذهن بی رمقم ثبت میکنم

ذره ذره نگاهت را نوش میکنم

و میگذارم برای"روزهای مبادا"

همان روزهایی که خیلی نزدیک..یا نه...اصلا سال ها بعد می آیند

ولی...می آیند

شنیده ام روزهایی در راهند که من می مانم و خیال تواین را از صدای تلخ کلاغ ها فهمیده ام

روزهایی که شیرینی هیچ عاشقانه ای نمی تواند تلخی لحظه هایم را التیام بخشد

تو سری به کوچه علی چپ بزن

بگذار من نگاهت کنم

خیره و بی مهابا

تا بعد از عبورت

از طناب حسرت آویزان نشوم

دست در دست رؤیایت می گذارم و محو میشوم....در جنگل آرزوهایم

آری

این گونه میگذرد...روزهای مبادا

برچسب: نویسنده: s تاريخ: جمعه 15 فروردين 1393 ساعت: 2:38

صفحه بندی