-->-->-->
-->-->-->
عاشÙx82اÙx86Ùx87 ترÙx8aÙx86 Ùx85طاÙx84ب Ùx83Ùx84Ùx8aÙx83 Ùx83Ùx86
روزی از راه آمدم اینجا ساعتش را درست یادم نیست
دیدم انگار دوستت دارم علّتش را درست یادم نیست
چشم من از همان نگاه نخست با تو احساس آشنایی کرد
خنده اَت حالت عجیبی داشت حالتش را درست یادم نیست
زیر چشمی نگاه میکردم صورتت را و در خیال خودم
می زدم بوسه بر کنار لبت لذّتش را درست یادم نیست
آن شب از فکر تو میان نماز، بین آیات سورۀ توحید
لَم یَلِد را یَلِد ولَم خواندم رکعتش را درست یادم نیست
باورش سخت بود و نا ممکن که دلم بوی عاشقی می داد
پیش از این او همیشه تنها بود مدّتش را درست یادم نیست
مانده بود از تمام خاطره ها یک نفر در میان آئینه
اسم او ....بود اما شهرتش را درست یادم نیست
برچسب:
نویسنده: s