-->-->-->
-->-->-->
عاشÙx82اÙx86Ùx87 ترÙx8aÙx86 Ùx85طاÙx84ب Ùx83Ùx84Ùx8aÙx83 Ùx83Ùx86
آه ، ای تمام هستیم از توای شور و حال مستیم از تو
روزی مبادا قصه گوی دیگران گردی روزی مبادا آرزوی این و آن گردی
گر با دلم نامهربان گردی گر آشنای دیگران گردی
می میرم از وحشت چون لاله در صحرای رسوایی
می سوزم از اندوه تنهایی غمگین تر از مهتاب پاییزم
جام تهی از باده ام ، از غصه لبریزم با من مدارا کن
جام دلم پر از شراب عاشقی ها کن در دست من دست وفا بگذار
تا زیر پایت فرش سازم هستی خود را من با تو می مانم ،من بی تو می میرم
بگذار تا همچون پرستوها درکُنج آن دل آشیان سازم
من آن قفس را دوست می دارم بگذار تا خود را نهان سازم
ای قصه گوی دل ای آرزوی دل با من مبادا بی وفا گردی
با دیگری پیمان ببندی آشنا گردی آه ای تمام هستیم از تو
از پای دل مگشای زنجیرم من بی تو میمیرم ، من بی تو میمیرم
من بی تو میمیرم ، من بی تو میمیرم
برچسب:
نویسنده: s