-->-->-->
-->-->-->
عاشÙx82اÙx86Ùx87 ترÙx8aÙx86 Ùx85طاÙx84ب Ùx83Ùx84Ùx8aÙx83 Ùx83Ùx86
نازنین در روی تو آواره ام،با من چه کردی؟
از غم هجران تو دیوانه ام با من چه کردی؟
در خم ابروی تو آتش به جان،بنشسته این دل
از شرار غمزه ات بی چاره ام ،بامن چه کردی؟
ماه امشب برنشد ازخجلت روی چو ماهت
گردشمع روی تو پروانه ام،با من چه کردی؟
لاله خونین دل شده از بهر تو در سینه من
نازنین شاخه گل دردانه ام،بامن چه کردی؟
عشق تو آباد کرده باغ وبستان سخن را
من اسیر ساغرمیخانه ام،بامن چه کردی؟
حور،خدمت بر درت را می کند هردم تمنا
من غلام خانه ی شاهانه ام،بامن چه کردی؟
در خیالم نقش رویت بر می پیمانه دیدم
نوشتم با آخرین پیمانه ام با من چه کردی؟
پیکرم برروی دستان می رود سوی مزارم
آسمان خون گرید از افسانه ام،با من چه کردی؟
Ę
برچسب:
نویسنده: s