عشق من عاشقم باش - تاریخ: 1392/9/19 ساعت: 21:08
تو غربتی كه سرده تمام روز و شبهاش غریبه از من و ما عشق من عاشقم باش عشق من عاشقم باش كه تن به شب نبازم با غربت من بسازتا با خودم بسازم عشق من عاشقم باش عشق من عاشقم باش تو خواب عاشقا رو تعبیر تازه كردی كهنه حدیث عشق رو تفسیر تازه كردی گفتی كه از تو گفتن یعنی نفس كشیدن از خود گذشتن من یعنی به تو رسید...
دختر کور - تاریخ: 1392/9/17 ساعت: 22:50
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم. يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ن...
دفتر صدبرگ - تاریخ: 1392/9/17 ساعت: 21:06
زندگی یعنی نگاه ماندنی یک کتاب، خاطرات خواندنی خاطرات زندگی، گاهی غمند گاه مثل برگ گل،پرشبنمند گاه سرخ وگاه زرد، زرد گاه گرم و گاه سرد، سرد زندگی یعنی هزاران آرزو زندگی یعنی که رمز و جستجو زندگی گاهی خدایا می کند رو به معراج وتکایا می کند گاه آهی می شود در سینه ای گاه چشمی پاک در آینه ای گاه مثل رود...
درانتظار مرگ - تاریخ: 1392/9/17 ساعت: 0:44
  مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسید در بهـــــاری روشن از امــواج نـــور در زمستــــان غبــــار آلــــــود و دوریـا خـزانی خـالی از فریــــــاد و شور مرگ من روزی فــــرا خــواهد رسیدروزی از این تلـــخ و شیرین روزهـا روز پـــوچی همچو روزان دگــــــــرســــایه ای ز امروزهـــا ، دیروزهــا دیدگـــــانم ه...
نمیدانم چرا؟ - تاریخ: 1392/9/15 ساعت: 22:40
    شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس ازِ یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم      و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سر...
سنگ و آینه - تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 1:00
درون اینه ها درپی چه می گردیم ؟  بیا ز سنگ بپرسیم  که از حکایت فرجام ما چه می داند بیا ز سنگ بپرسیم زانکه غیر از سنگ کسی حکایت فرجام را نمی داند همیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است  نگاه کن نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ  چه سنگبارانی ! گیرم گریختی همه عمر کجا پناه بری ؟خانه خدا سنگ است به قصه...
دلت را شکار خواهم کرد - تاریخ: 1392/9/15 ساعت: 0:12
من دلت را بدون دام و تفنگ ، بی هیاهو شکار خواهم کرد بعد از آن هم از این که صیادم ، به خودم افتخار خواهم کرد گرچه دیر آمدی بدست اما ، زود از دست من نخواهی رفت عشق دیرینه ! خوب شاهد باش ، با وجودت چکار خواهم کرد مثل بی تابی کلاغان در ، غربت روزهای پائیزی روی هر شاخه ی درخت بلوط ، بی سبب قار قار خواهم ...
یک روز میفهمی - تاریخ: 1392/9/12 ساعت: 21:40
  به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره   به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش نکنی  به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی تو...
ROZ....... - تاریخ: 1392/9/12 ساعت: 1:25
A certain man planted a rose and wanted it faithfully and before it blossomed, he examined it. He saw the bud that would soon blossom, but noticed tho s upon the stem and he thought,: How can any beautiful flower come from a plant burdened with so many sharp tho s? مرد محققی گیاه رزی را کاشت ودائما ...
گاهی اوقات - تاریخ: 1392/9/12 ساعت: 1:17
گاهی اوقات دلت بهانه هایی میگیره که خودت هم توش می مونی گاهی اوقات دلت برای روزهایی تنگ میشه که میدونی تداعی اون روزها الان دیگه بی معنی هست گاهی اوقات دلت هوای کسی رو می کنه که میدونی داشتنش دیگه خیلی دیره گاهی اوقات وقتی به اوج زندگیت می رسی و گذشته هات رو فراموش میکنی ،اما یهو یه چیزی میاد سراغت ...
برای تو........... - تاریخ: 1392/9/11 ساعت: 21:45
  این بار مینویسمت... تو را میان اصطکاک مداد وکاغذ   گیر خواهم انداخت  شاید اینگونه بشود تورا   تجربه کرد...!!!    برای تویی که قلبت پاک است...    برای تو مینویسم...    برای تویی که تنهایی هایم پر ازیاد توست...  برای تویی که قلبم منزلگه عشق توست...    برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست...   ...
حال من؟ - تاریخ: 1392/9/11 ساعت: 23:51
رفتار من عادی است اما نمی دانم چرا این روزها از دوستان و آشنایان هرکس مرا می‌بیند از دور می‌گوید:این روزها انگار حال و هوای دیگری داری! امامن مثل هر روزم  با آن نشانیهای ساده و با همان امضا، همان نام و با همان رفتار معمولی مثل همیشه ساکت و آرام این روزها تنها حس می کنم گاهی کمی گنگم گاهی کمی گیجم حس...
زیباترین حس جهان یعنی: خود تو - تاریخ: 1392/9/8 ساعت: 1:29
شاید ببینی از ورای شعرهایم دیوانگی را پابه پای شعرهایم   شاید تو هم میخواستی خود را بیابی در واژه های آشنای شعرهایم   عمریست من هم جستجو کردم عزیزم رد تو را در لا به لای شعرهایم   وقتی نگاهت چتر باران می گشاید در وسعت بی انتهای شعرهایم   انگار دستی می کشدطرح حضورت بربوم بی رنگ وریای شعرهایم   یک روز...
باورمرگ - تاریخ: 1392/9/8 ساعت: 1:17
شبی باور نخواهد کرد  اما من به چشم خویش می بینم  که مردی پیش چشم خلق بی فریاد می میرد  نه بیمار است  نه بردار است نه درقلبش فروتابیده شمشیری نه تا پر در میان سینه اش تیری کسی را نیست بر این مرگ بی فریاد تدبیری لبش خندان و دستش گرم  نگاهش شاد تو پنداری که دارد خاطری از هر چه غم آزاد اما من به چشم خوی...
خیال تو - تاریخ: 1392/9/6 ساعت: 22:52
شبی با خیال تو همخونه شد دل نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل نبودی ندیدی پریشونی هامو فقط باد و بارون شنیدن صدامو غمت سرد و وحشی به ویرونه می زد دلم با تو خوش بود و پیمونه می زد نه مرد قلندرنه آتش پرستم فقط با خیال شبا مست مستم الهی سحر پشت کوهها بمیره خدا این شبا رو از عاشق نگیره نه یک شب که هر شب دلم ب...
لمس کن - تاریخ: 1392/9/4 ساعت: 23:55
لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست… تا بدانی نبودنت آزارم می دهد… لمس کن نوشته هایی را که لمس نشدنیست و عریان… که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پر شیار… لمس کن لحظه هایم را… تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم٬ لمس کن این با تو ن...
چه زیباست بخاطر تو زیستن - تاریخ: 1392/9/4 ساعت: 0:47
چه زیباست بخاطر تو زیستن… . و برای تو ماندن… به پای تو بودن… و به عشق تو سوختن ! و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن … ! ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست … ! بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست … ! چه زیباست بخاطر تو زیستن … ثانیه ها را با تو...
گفتی - تاریخ: 1392/9/3 ساعت: 22:10
    گفتی که میبوسم تو را گفتم تمنا میکنم گفتی اگر بیند کسی گفتم که حاشا میکنم گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در گفتم که با افسون گری او را زسروا میکنم گفتی که تلخی های می گر نا گوارافتد مرا گفتم که با نوش لبم آن راگوارا میکنم گفتی چه میبینی بگو در چشم چون آیینه ام گفتم که من خود را در اوعریان تما...
نگیر از من نگاهت رو که می میرم ! - تاریخ: 1392/9/3 ساعت: 22:37
نمی بازم به بی رنگی به کوه و معبر سنگی به پاییز و غروب عصر دلتنگی نمی بازم نمی سازم من خاکی سرایی با دل شاکی تو دنیایی که خالی مونده از پاکی نمی سازم اگر باید ببازم من به چشمای تو می بازم که باختم من اگر باید بسازم کلبه ی عشق و تو دستای تو می سازم که ساختم من اگر باید ببازم من به گرمای نفسهای تو می ...
هواتو کردم - تاریخ: 1392/9/2 ساعت: 16:30
منه حیرون توی این روزا هواتو کردم دلم میخوادت میخوام بیام تو آسمون دورت بگردم هوایی میشم همون روزا که میبینم هوامو داری میخوام بدونم تاکی میخوای ببینی و به روم نیاری ♫♫♫ دلمودست تو دادم من دلتنگ احساسی نمی ذاری که تنها شم تو رو من خیلی حساسی دلمو دست تو دارم دلمو آسمونی کن همیشه مهربون بودی دوباره م...